تبلیغات تبلیغات
تبلیغات تبلیغات

پیامک شماره 123086

عاقا جاتون خالی دیروز ما نشستیم تو تاکسی (صندلی جلو)...
یه دختره عجق هم نشست عقب ...
مام سرما خورده بودیم ناجور ...
یه دفه یکی از اون تف ها که بابا بزرگا میندازنا ؟ اومد تو گلو ما ...
مام شیشه رو دادیم پایین. گلاب به روتون .. خخخخ ااا تفففف کردیم بیرون ...
حالا چی شد ؟؟ شیشه عقب پایین بود ... این تف ما چسبید وسط صورت این خانم ... اخخخخخخ
لامصب زاینده رود راه انداخته بودم با این تف ...

پیامک شماره 123084

آغآ رفتیم مشهد فک کنم بعد ولادت امام سجاد(ع) بود رفتیم تو حرم امام رضا حرم خلوت تر بود بابام گودزیلامونو گذاشت رو شونش رفت جلو تر تا ضریح رو ببوسه گودزیلای ما هم خیلی شک و مجلسی بجای اینکه دعا کنه بلند گفت :وا ی چقدر پوللللللل!!!!!!!!
اونایی که شنیده بودن داشتن غار غار میخدیدن تازه واسه اونایی که نشنیده بودن هم تعریف میکردن
هیچی دیگه بابام به علت شرم ساری بسیار صحنه وقوع سوتی را ترک کرد!!!!!!
من:oO
بابام:O
گودزیلامون:d
ومن انگشت به دهان هنوز هم که هنوزه گوشه ازلت نشسته ام

پیامک شماره 123083

با دوستم نشسته بودیم داشتیم راجب این دستگاهای تصفیه اب حرف میزدیم
یدفعه دوستم گفت راستی ما هم از این دستگاه های تصفیه شیرین کن داریم
خداییش ما دستگاه تصفیه شیرین کن داریم؟

پیامک شماره 123026

زﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ برف و بارون و ﺳﯿﻞ ﻫﻢ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺎﯾﻮ ﻭ ﺩﻣﺎﻍ ﮔﯿﺮ ﺷﻨﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ می رﻓﺘﯿﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ
ﺍﻻﻥ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ باد در میکنن! ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺁﻟﻮﺩﮔﯽ ﻫﻮﺍ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﮑﻨن ^_^

پیامک شماره 122993

یه روز سال سوم راهنمایی عربی داشتیم هیچکدوم از بچه ها درس نخونده بود. زمستون بود بخاری های توکلاسا رو روشن کرده بودن.بخاری کلاس ما هم دود میکرد!!!
بچه ها رفته بودن پنجره ها رو بسته بودن لامپ رو هم خاموش کرده بودن درکلاسم بسته بودن تابخاری خوب دود کنه دبیر نیاد سر کلاس!!!
دبیرم که اومد گفت برین تو کلاس سوم نصر میخام درس بپرسم!!!هیچی دیگه همه ضایع شدیم یه صفر خوشگلم گرفتیم!!!

پیامک شماره 122980

یارو تعریف میکرده:
ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺘﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ۵ ﺳﺎﻟﺶ ﺑﻮﺩﺑﻬﺶ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺟﯿﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮕﻪ ﺟﯿﺶ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ!
ﯾﻪ ﺷﺐ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩﺷﺐ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻔﺖ:
ﺩﺍﯾﯽ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ
ﺩﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﺳﺖ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﭼﯿﻪ ﮔﻔﺖﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻓﻘﻂ ﺍﺭﻭﻡ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﺨﻮﻥ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﻬﻤﻪ!!
ﺧﺪﺍ ﺭﺣﻤﺖ ﮐﻨﻪ ﺭﻓﺘﮕﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ، ﻋﻔﻮﻧﺖ ﮔﻮﺵ ۱ ﺳﺎﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻬﺶ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﺍﺩ!!

پیامک شماره 122970

با داداش رفته بودیم بیرون برگشتنی داداشم گف وا اون راننده چش شده چرا اونطور میکنه نزدیک که شدیم دیدیم یه خانم معلومه ناشی میخواس ماشینو دوبل پارک کنه ولی عوض اینکه ماشینو افقی بره تو پارک، عمودی رفته بود ،اونم با کله^-^
هیچی دیگه داداشم ماشینو زد کنار انقد خندید طفلک تلف شد از خنده خوب شد داداشم زد کنار بخاطر این صحنه 25 تا ماشین خوردن بهم@،@

پیامک شماره 122934

یعنی خدا هیچ جوونی رو ضایع نکنه.
امروز مامانم دفترچه قسط داده ببرم قسطو بدم.
منم طبق معمول رفتم بانک ملی دفترچه رو گذاشتم تو نوبت.
وقتی نوبت من شد کارمند بانک برمبگرده میگه:اینکه دفترچه بانک تجارته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم مثل بچه آدم سرمو گذاشتم پایین کلی به بانک تجارت فحش دادمو رفتم بانک تجارت....

پیامک شماره 122893

بابام آهنگ پیشواز زد وبعدش با گوشی خودش به من زنگ زده میگه پس آهنگ پیشوازش کو؟!!

پیامک شماره 122892

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت.
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی.. نه حیایی.. نه.. همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد سلام کرد!
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بود!!!