تبلیغات تبلیغات
تبلیغات تبلیغات

پیامک شماره 123031

اعتراف میکنم با دوستام واسه اینکه وایبر رو فیلتر نکنن نظر کرده بودیم

پیامک شماره 123011

اعتراف میکنم.....
اونکه همیشه قبل ازساعت 9 شبکه یکو خراب میکرد و نمیذاش باباش اخبار ببینه تا خودش بتونه سریال موردعلاقشو ببینه....من بودم..
خبیثم خودتونین.
خخخخخ

پیامک شماره 122994

اعتراف ميكنم تو خونمون 7تا گوشي موبايل داريم ، ولي اگه همشونو بفروشيم ، با پولشون گوشي درست و حسابي نميشه خريد.........

پیامک شماره 122989

با این که ابروم میره اما اعتراف میکنم
وقتی گودزیلا بودم لیسنانس پدرمو پاره کردم ریختم تو سطل اشغال اشغالی گرفت برد لامصبو ^-^
پدرم بیچاره تو سن 25 سالی از دستم کچل مادر زاد شد خخخخخخ

پیامک شماره 122983

اعتراف میکنم شبا از ترس جن و روح و این چرت و پرتا میشینم آهنگ گوش میدم تا صب بعد صب تا شب میخوابم...
اصن یه جغدی شدم واسه خودماااا
الان ساعت 2:11 دیقه شب
آی لاو یو پی ام سیییییی

پیامک شماره 122977

اعتراف می کنم خواستم سریال ضبط کنم کلید ضبطو زدم به داداشم گفتم هیس ساکت باش ضبط کنه بعد دیدم غش غش خندید تازه سوتیموووووو گرفتم خخخخ

پیامک شماره 122973

من اعتراف میکنم که همین چند وقت پیش رفته بودم خونه یکی از دوستام داشتم با باباش سلام و احوال پرسی میکردم و تند تند زبون میریختم یهو از دهنم در رفت گفتم مزاحم شرمنده شدیم...(شرمنده مزاحم شدیم)
جاتون خالی اهل بیت اینقده خندیدن اشک از دیدگانشون جاری بود...

پیامک شماره 122966

اعتراف میکنم فقط تو یه جایی مثل ایرانه که وقتی میخوای از خیابون یه طرفه رد شی
.
.
.
باید دو طرفو نگاه کنی !
:|

پیامک شماره 122947

اعتراف می کنم که 5 سال بود ندیده بودم کسی بره جلو آیینه و پشت موهاش رو با شونه مرتب کنه!!!
آخه این هم اتاقیه ما داریم؟؟؟

پیامک شماره 122939

اعتراف میکنم از سیزده سالگی تا شونزده سالگی فک میکردم
سیزده سالمه...حالا این هیچی وقتی فهمیدم هیژده سالمه که نوزده سالم بود!!!
(دانشجو خلبانی هستم با نوزده سال سن~_~)